![]() |
![]() |
|
| حرفهای نگفته |
|
دوستت دارم ،دوستت دارم و می خواهمت اما نه برای آغوش خالی ام ،برای روح تنهایم، در میان سرگشتگی هایی که به هر سو می رویبه اطرافت حلقه زده اند دوستت دارم نه برای لحظه هم آغوشی بلکه برای ابدیتی بی فراموشی، برای تنهایی هایم برای آنکه بی مهابا در آغوشت بگیرم از رنجهایی که طعم تلخشان را بعد از گذشت زمان ، دیگر فراموش کرده ام می خواهم بگویم که از رنگها دلگیرم ، بی رنگی می خواهم
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/02ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط ×محبوبه× |
|
|
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی شکست پشت من از داغ بی تو بودنها به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی درون هاله ای از اشک مانده سرگردان نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی دگر پرنده احساس مــن نمی خواند مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/02ساعت 7:39 بعد از ظهر توسط ×محبوبه× |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
عشق من شادمهر بي تو رو به غروب گذرگاه عاشقی من و تو حجره نشین گل همیشه عاشق ........ نامهربان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
××داستانهای زیبا×× ××عکسهای زیبا×× دانستنیها فال حافظ |
|
RSS
|